يا فاطمه
میلاد بزرگ بانوی دو عالم فاطمه زهرا سلام الله علیها
و بزرگداشت مقام مادر مبارک باد.
آسودگی از محن ندارد مادر آسایش جان و تن ندارد مادر
دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ورنه غم خویشتن ندارد مادر . . .
دوازدهم ارديبهشت ساگرد شهادت آيت الله مطهري است كه روز معلم نام گرفته. ضمن تبريك اين روز عزيز به معلمين بزرگوار از طرف خودم و تمام هم كلاسي هاي دوران ابتدايي در روستاي درزاب اين روز را خدمت معلمين بزرگوارم كه در اين دوران زحمات زيادي راكشيدند تبريك عرض مي كنم و دست همه آنها را مي بوسم:
1- جناب آقاي قرباني (خارفيروزي) معلم سال اول - ۱۳۵۷
2- جناب آقاي محمد رضائي (گنابادي) معلم سال دوم - ۱۳۵۸
3- جناب آقاي حسين آقايي معلم سال سوم - ۱۳۵۹
4- جناب آقاي حسن اكبري معلم سال چهارم - ۱۳۶۰
5- جناب آقاي احمد سعيديان معلم سال پنجم - ۱۳۶۱
ای گل پرپر شدة باغ من
تازه شد از رفتن تو داغ من
خیز وببین خانه خاموش من
ناله طفلان سیه پوش من
در وسط کوچه تورا می زدند
کاش به جای تو مرا می زدند
گوشه چشم تو چرا شد کبود
فاطمه جان جرم تو آخر چه بود
خیز وبیا رو بسوی خانه کن
گیسوی طفلان مرا شانه کن
جای مناجات ودعای شبت
می شنوم زمزمه زینبت
عمر علی در گرو صبر توست
اشک علی دسته گل قبر توست
وای من ووای من وای من
میخ در وسینه زهرای من
بر سر قبر تو علی پیر شد
بعد تو از جان وجهان سیر شد
داغ پیامبر کمرم را شکمست
مرگ تو رکن دگرم را شکست

مراسم لحظه تحويل سال مثل سالهاي گذشته در محل مسجد برگزار شد و مردم بعد از ديد و بازديد جمعي براي تبريك و ديد بازديد خصوصي راهي خانه اقوام و خويشان شدند
بازار جمع كردن انغوزه بسيار گرم بود بخصوص امسال كه انغوزه با قرنهي زيباي خود همه را به هوس انداخته بود

روز هشتم فروردين براي جمع آوري انغوزه به كوه رفتيم كه با حادثه سقوط كاظم شيرزاد از كوه مواجه شديم
گر چه پايين آوردنش از كوه بسيار سخت بود ولي الحمدلله بخير گذشت و آسيب خيلي جدي نبود
روز 11 فروردين باران بسيار خوبي باريد و علفها شروع به خودنمايي كرد و بيشتر لذت آن را بزغاله هاي نازي و گوسفند دارها بردند
خوردن چايي در جوار شیرین بزغاله ها و بين عزيزان گله دار آن هم در يك روز بياد ماندني پس از سالها چقدر چسبيد
چند روز اول عيد مسافرتي به قم داشتيم براي زيارت و در بين سري به اقوام در تهران زديم. واقعا تلاش جوانان خوب روستا كه در اين ايام نمي توانند عيد را دركنار زن و فرزندانشان باشند ستودني است. به همه آنها خسته نباشيد مي گوييم
عيد امسال از يكطرف ناگواريهايي را داشت مثل تصادف سه نفر از جوانان خوب روستا كه بجز يك مورد كه نياز به بيمارستان پيدا كرد، بقيه الحمد لله بخير گذشت ، و از طرف ديگر داراي خوشيهايي زيادي هم بود مثل عروسي چهار نفر از جوانان عزيز و شلوغ بودن روستا و دور هم بودن و گردش و تفريح......
ضمنا در هفته آخر فروردين بخصوص روز چهارشنبه 30/1/91 باران بسيار خوبي باريده و نويد تابستان خوبي را ميدهد. انشاء الله و الحمد لله











