تقريبا در اكثر روستاها بناهائي وجود دارد كه نشان ميدهد تا حدود هفتاد سال پيش مردم به جاي زندگي كردن در خانهها و منازل مستقل درآن بناء كه نام آن قلعه ميباشد زندگيمي كردهاند. ميتوان از اصلي ترين دليل زندگي در چنين مكانهايي به امنيت آن اشاره نمود. نبود امكانات، دسترسي نداشتن به نيروهاي امنيتي، وجود راهزنان و سارقاني كه به صورت گروهي به قتل و غارت ميپرداختهاند و ديگر مسائل باعث ميشده تا مردم به فكر ساختن مكاني واحد و مستحكم بيفتند تا با كمك همديگر از گزند بلايا در امان بمانند. از جمله آنها ميتوان به قلعه روستاي درزاب اشاره نمود. اطلاع دقيقي از تاريخ ساخت آن وجود ندارد گر چه بعضي طبق ادله ظاهري و مقايسه با ديگر بناها آن را منتسب به دوره صفويه ميدانند. قلعه درزاب داراي چهار برج بزرگ است كه بر روي تپهاي كه مشرف به اطراف خود بوده ساخته شده است. طبق نقل بزرگترها اين بناء داراي سه طبقه بوده كه در حال حاضر فقط دو طبقه از آن باقي مانده و يك طبقه بر اثر گذشت زمان و بارندگي از بيرون و درون از بين رفته است. درب ورودي قلعه رو به شرق است و داراي دربي چوبي و بسيار مستحكم بوده كه تا چند سال پيش همچنان سر جاي خود بود ولي الآن خبري از آن نيست. بعد از ورود به قلعه وارد راهرو و سپس وارد محوطه قلعه ميشوي كه دور تا دور آن اتاق ميباشد. تا حدود ده سال پيش در گوشه سمت راست سمت غرب قلعه پلكاني وجود داشت كه ورودي به طبقات بالا بود. دور تا دور طبقه دوم خانههايي وجود داشت كه سردر آنها به وسيله ني و بر روي آن گل و گچ به صورت هلالي شكل و زيبا در آمده بود و در جلو اتاقها راهرو كوچكي براي عبور و مرور وجود داشت. متاسفانه در طي ده سال گذشته طبقه دوم و پلكان آن نيز از داخل تقريبا تخريب شده است. طبق گفته قديمي ترها براي اينكه مردم داخل قلعه بخصوص خانمها از گزند سارقين و ديگر خطرات در امان باشند آب قنات از داخل قلعه عبور ميكرده تا براي برداشتن آب و شست و شو نيازي به بيرون رفتن نباشد (حدودا پانزده سال پيش كه براي دستشوئي هاي مسجد كه پايين تر از قلعه وجود دارد چاه حفر ميكردند به تونلي برخوردند كه به سمت قلعه در امتداد بود كه احتمال ميرود اين تونل يا محل خروجي آب قلعه و يا مسيري براي خروج اضطراري درمواقع خاص بوده است). باز طبق گفته پيران روستا به نقل از قديميترها و...در موقع ساخت قلعه دقت فراواني به خرج داده شده تا از استحكام كافي برخوردار باشد مثل اينكه گل آن چند روز لگد مال ميشده تا خوب چسبندگي داشته باشد سپس به كار برده ميشده يا اينكه اندازه قطر برجها به قدري است كه توسط غلطكي ويژه كه به الاغ بسته بوده غلطك زده مي شده و...
امروزه وجود چنين بناهايي نشان از قدرت ، صلابت، غيرت و بزرگي نياكان ما دارد و وظيفه ماست كه در حفظ و نگهداري آنها كوشا باشيم تا از گزند حوادث طبيعي و غير طبيعي در امان باشد. چند سالي است ميراث فرهنگي اين قلعه را در زمره ميراث گرانبهاي گذشتگان قرار داده است ولي متاسفانه براي مرمت و جلوگيري از تخريب بيشتر آن هيچ اقدامي نكرده است. اميدوارم با اقدام به موقع ميراث فرهنگي و كمك اهالي شاهد مرمت و جلوگيري از تخريب آن باشيم.

