هر كه در اين درگه مقرب تر است
جام بلا بيشترش ميدهند
درزندگي آنچه براي انسان اتفاق ميافتد (اعم از خوشي و ناخوشي) تابع مصالحي است كه به ادله مختلف براي اشخاص در نظر گرفته شده و مصلحت واقعي آن براي بشرروشن نميباشد. گر چه طبق تعدادي از آيات و احاديث و روايت پارهاي از خوشيها و گرفتاريها درزندگي مادي معلول افعال و كردار بشر است ولي در بسياري از موارد چنين چيزي قابل تطبيق با زندگي افراد نيست و ذهن انسان را به سوي اين آيه سوق ميدهد كه : وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است ، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است ; وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مي داند و شما نمي دانيد .) و اين روايت زيبا : قال النبي (ص) إن البلاء للظالم أدبا و للمؤمن امتحانا و للأنبياء درجة و للأولياء كرامة (گرفتاري براي ظالم ادب كردن، براي مؤمن امتحان، براي انبياء درجه و براي اولياء خدا كرامت است).
اگر با من نبودش هيچ ميلي چرا ظرف مرا بشكست ليلي
حدودا 34 سال از عمر اكبر حسين زاده ميگذرد. جواني خوش اخلاق، مؤمن و با ادب است. صداي خنده هاي بلند او مثال زدني و تك است. فكر نميكنم كسي ذرهاي ناراحتي از او داشته باشد. سخت كوشي و تلاش خستگي ناپذير او را همه به ياد دارند. حفر چاه، كار در معدن گچ، بدست گرفتن مته برقي و چهره بشاش در عين خستگي مختص اكبر حسين زاده بود. سه سال پيش هنگام برگشتن از بجستان به روستا در ساعات اوليه شب با برخورد موتور به تابلوهاي كنار جاده و برخورد سرش با تابلو متاسفانه دچار ضربه مغزي و اختلال در سيستم عصبي بدنش شد. مدتي زيادي در كما بود و تلاش پزشكان كمك چنداني به اين جوان تنومند نكرد. با گذشت سه سال مقداري تكلمش بهتر شده و فقط با كمك عصا ميتواند از جا بلند شده ومقداري پياده روي نمايد. از آنجا كه وظيفه ما انسانها دعا كردن و طلب حاجت از درگاه خداوند متعال است او را به عظمت اين ماه وآبروي بندگان آبرومند درگاهش قسم ميدهيم كه نظر لطفش را شامل حال تمام مريضها بخصوص اكبر عزيز بنمايد و دل شكسته همسرمحترم و فرزند كوچكش را شاد نمايد، انشاء االله.
اللهم اشف كل مريض

