X
تبلیغات
بام کویر "درزاب"

بام کویر "درزاب"
ايران-خراسان رضوی-شهرستان بجستان- روستای درزاب

يادش بخير يك زماني درزاب داراي چهار گله بز و گوسفند بود و هر گله‌اي تقريبا از 300 تا  400راس تشكيل مي‌شد. به جرات مي‌توان گفت كه گله چراني گذشته بسيار سخت تر از حال حاضر بود چون شب نيز گله را در كوه و دشت مي‌خواباندند و نيمه شب بايد شب چر* نيز داده مي‌شدند ولي امروزه به محض تاريك شدن هوا گله داخل آغل مي‌شوند و تا صبح استراحت مي‌كنند*. گله چراني مثل خيلي ديگر از شغل‌ها لذت خاصي داشت. از جمله درك كردن گوسفندان زبان چوپان را كه با الفاظ و آواهاي  خاص گله را هدايت مي‌كرد تا خيره شدن گوسفندان به نقطه‌اي خاص و رم كردن آنها و مشك ماستي كه داخل توبره چوپان بود و بر اثر تكان خوردن كره آن جمع مي‌شد و غذاي لذيذي را نويد مي‌داد و خوابيدن شب بين گله و شنها را تشك و بالشت قرار دادن و خيره شدن به آسمان پر از ستاره و بعضي شبها هم مواجه شدن با بارانهاي بهاري و رعد و برق و خيس شدن و... شايد لذت بخش ترين لحظه موقعي بود كه صداي زنگ گله به گوش مي‌رسيد و زنان و مرداني را كه در محل دوشيدن گله جمع شده بودند از انتظار در مي‌آورد. بچه‌ها هم منتظر فرصت بودند تا كفي را كه روي ظرف شير جمع مي شد بزنند تو رگ. چه ولوله و سر و صدايي بود تقريبا اكثر مردم داراي بز و گوسفند بودند و هنگام دوشيدن آنها شور و هيجان و بگير بگير خاصي بود. زمستان هم كه مي‌شد گله‌ها به مكانهاي كه در فاصله تقريبا نزديك روستا قرار داشت منتقل مي‌شدند، مكانهايي كه در آنجا قديمي‌ها با امكانات اوليه دل كوه را تخليه كرده اند كه دام آنها از سرما در امان بماند مثل سومب *درهوري (مكاني در فاصله تقريبا يك كيلومتري جنوب روستا). البته اگر يك كم به دورتر برگرديم مثلا سي سال پيش به قبل بخاطر گله هاي زيادي كه در روستاها بود براي زمستان معمولا بيابانها خالي از خاشاك مي‌شد لذا گله داران مجبور مي‌شدند به مكانهاي خيلي دورتر مثل هفت مرغ (تقريبا فاصله 10تا 12 كيلومتري شمال شرقي روستا) گله را انتقال دهند و تا ايام بهار آنجا باشند. سومبها اكثرا داراي دو دالان يا محل خواب است كه بعضي از آنها از قسمت آخر به يكديگر متصل مي شود و زمستان كاملا گرم و دلچسب براي گوسفندان. در قسمت بيرون اتاقي كوچك براي خوابيدن چوپانان وجود دارد كه به آنها مرد خانه مي‌گويند. در اطراف سومبها با يك مقدار فاصله  حفره‌هايي به طول يك متر و نيم تقريبا حفر شده كه به آنها كوز* مي‌گويند و بزغاله‌ها در روزهاي اول تولد در آنجا قرار مي‌گيرند. سومبها گر چه مكان خوابيدن و استراحت گوسفندان بود ولي در طول روز كه دامها براي چرا بيرون برده مي‌شدند، مكان بازي خوبي براي بچه‌ ها بود كه بخاطر سرماي هوا آنجا را بر بيرون ترجيح مي دادند (زمستان را بچه در سومبهاي نزديك روستا كه در محله حسن آباد بود و امروزه بخاطر مسائل بهداشتي تخريب شده بازي مي‌كردند و ايام بهار را در سومبهاي دورتر مثل همان سومب درهوري و جاي لاخها و گچكن و غيره ). در زمستان به محض اينكه هوا باراني يا برفي مي‌شد چند نفري از بچه‌هاي سحر خيز تر با فرياد :هاي آغال هاي آغال: بچه را از خانه بيرون مي‌كشيدند و تا دلشان مي‌خواست در اين مكانها بازي مي‌كردند (بازيهايي مثل خاك بازي، عطاري و مطاري، پشكل بازي و...). فصل بهارهم كه تعطيلات نوروز آغاز مي‌شد ايام چراندن بزغاله  توسط بجه‌ها بود كه هر گروهي به مكاني كه گوسفندانشان آنجا بود صبح را تا غروب مي‌گذراندند و با توجه به بارانهاي خوب معمولا تا اوائل خرداد آب در رودخانه‌ روستا و چشمه‌ها جاري مي‌شد و بخصوص چراندن بزغاله ها و بازي در جايي مثل سومب درهوري لذت خاصي داشت. گر چه گوسفند چراني در قديم مشكل تراز امروزه بوده و گاهي چند ماه باعث جدايي از خانواده، زحمت رفتن هر روزه صبح براي جيره دادن به گله آن هم به جاي دور و هدر شدن تعطيلات عيد و ناراحتي بچه‌ها را به دنبال داشته ولي امروزه وقتي برمي‌گرديم به گذشته متوجه مي‌شويم كه بهترين و لذت بخش ترين دوران زندگي همان زمانها بوده و گاهي در حسرت داشتن آن روزها، ياد آوري صفا و صميميت آن ايام، ياد دوستان عزيزي هم بازي اي كه امروزه غرق زنگي ماشيني شده‌ و شايد سالها هم را نمي‌بينند، ياد عزيزان هم گله‌اي با صفايي كه در بين ما نيستند و خاطرات آن روزها را رقم مي‌زدند، از ته دل آه مي‌كشيم و جاري شدن اشك را بر گونه هاي خود جاري مي‌بينيم.

امروزه گله داري مسلما از قديم راحت تر است زيرا همانطور كه اشاره شد چراي دامها از صبح تا غروب است* و مردم جاهاي دور نمي‌روند زيرا كوه و بيابان انباشته از خاشاك است و لي متاسفانه بازار داشتن گوسفند و گله داري به كسادي گراييده است. در حال حاضر در روستاي درزاب شايد بيش از 300 راس دام  وجود ندارد. شايد بتوان از مهم ترين علل آن به موارد ذيل اشاره كرد:

1-      گرايش نداشتن جوانان به گله داري بخاطر در‌آمد دم به نقد نانوايي و البته در شان خود نديدن گله داري

2-      سال خشكي هاي پي در پي و نداشتن جايي كه بتوان دامها را آب داد نيز يكي از علل است (چون سال خشكي باعث شده از وجود آب در كوه‌ها و چشمه‌ها خبري نباشد و از طرف ديگر استخركلاته ها سيماني شده و از اب خوردن دام خارج شده و جاهايي هم كه قابل آب خوري است مالكين آن دامداران را مورد اعتراض قرار مي‌دهند. البته نمي‌توان فقط مالكين را مورد نقد قرار داد چون از يكطرف برخلاف گذشته همه مردم دام ندارند تا به اين امر اعتراض نداشته باشند و از طرف ديگر براي گله داران نيز راههاي براي جبران اين قضيه هست ولي....)

3-      پير بودن دامداران و عدم گرايش جوانان باعث شده تا قدرت چراندن دامها در مناطق دورتر وجود نداشته باشد.

4-      بالا رفتن هزينه‌ها (گر چه قيمت گوشت و مواد لبني هم گران است و مسلما دامداري با صرفه است ولي چون نقد نيست گرايش به آن را كم كرده است)

5-      ....

متاسفانه ديگر امروزه از بازي‌هاي قديمي و طبيعي خبري نيست . صداي زنگ دامها به ندرت شنيده مي‌شود. در درب آغل ‌ها شور و هيجان و ولوله و بگير و ببند ديگر قديمي شده. از شير كيله كردن* و سر و صداي آن فقط خاطراتش مانده، جاي خالي شير و ماست و پنير و روغن زرد و دنبه گوسفند كاملا نمايان است و بخاطر توليد كم بسيار گران. بيشتر ارزاق روستا از شهر تامين مي‌شود. زندگي روستائيان بخصوص نسل جوان شهري و حتي تجملاتي تر از شهرها شده. ديگر هيچ خانمي شال و سفره نان براي شوهرش نمي‌بندد چون شوهر يا تهران است و يا براي روز غروب كردن از صبح بجستان. متاسفانه همه چيز ماشيني شده و مصنوعي

اميدواريم با خلاص شدن از خشك سالي‌هاي پي در پي و جاري شدن آب در چشمه‌ها و قنات‌ها و البته حمايت بيش از پيش دولتمردان، دوباره شاهد رونق طبيعي روستاها باشيم. انشاء الله

==================

شب چر: به چراندن گله در شب به خاطر برطرف شدن گرسنگي احتمالي شب چر مي‌گويند

سومب : Soomb

كوز: Kooz

چراندن از صبح تا غروب: شايد مهم ترين دليل آن وجود گرگ باشد كه متاسفانه در سالهاي اخير حتي در روز روشن و شب در  داخل آغلها نيز دامها در امان نبوده و مورد حمله گرگها قرار گرفته اند.

شير كيله كردن : چون اكثرا دام دار بودند سعي مي‌شد چند نفر چند نفر با هم قرارداد ببندند و به مقدار شيري كه هر يك از آنها داشت به مدت دو سه روز و يا بيشتر تمام شيرها در اختيار يك نفر قرار گيرد و سپس نفر بعدي تا آخر تا اينكه براي درست كردن ماست و ديگر مشتقات مقدار قابل توجهي شير در اختيار هر خانوار باشد. معمولا اين قضيه بر عهده خانمها بود كه هنگام جمع شدن آنها همه حرف مي‌زدند و معلوم نبود چه كسي گوش مي‌دهد لذا سر و صداي عجيبي ايجاد مي‌شد. به اين به اصطلاح مراسم شير كيله كردن مي‌گويند.


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ دوشنبه چهارم شهریور 1392 ] [ 22:12 ] [ رضا پردل ] [ ]

حضرت رسول (ص) فرمود:
مسلمان درختی نمی‌نشاند که از میوه آن، آدمی و چهارپا و مرغ بخورد جز آنکه تا روز قیامت برای او صدقه بشمار می‌آید.

درختي را كه در تصويرمي‌بينيد در تاريخ 24/12/1386 به اتفاق عده اي از دوستان در (درِ كَم ) نرسيده به سرگدار و محل برگزاري مراسم عيد فطر در دهه هشتاد، غرس نموديم كه توضيح مفصل آن قبلا ذكر شده است (http://bamekavir.blogfa.com/cat-1.aspx). با اينكه در فاصله دو متري آن محل تخليه آب شرب سرگدار به روستا وجود دارد ولي از آنجا كه با كمبود آب شرب در روستا مواجه بوديم كمتر به اين درخت آبرساني مي شده و آنطور كه بايد رشد نكرده است. در تابستان 90 براي اينكه درخت بي ميوه نباشد پيوند توت سياه خورده و خوشبختانه پيوندها گرفته است. شهريور تابستان 91 فرصتي شد تا به اين مكان سري بزنم كه متوجه شدم از آنجا آب شرب روستا از دو سال قبل از چاه ديگري تامين مي شود و تقريبا نيازي به اين آب نبوده، مسير لوله قبل از اين مكان با تركيدگي مواجه شده و اب در لوله جريان نداشته و در نتيجه در تمام بهار و تابستان گذشته درخت مذكور با بي‌آبي مواجه شده ولي خوشبختانه خشك نشده است. اگر توفيقي باشد و دهيار محترم اجازه دهند انشاء الله عيد امسال تركيدگي لوله را برطرف كرده و سعي مي كنيم که آب اگر براي شرب نياز نباشد از محل تخليه اين مكان خارج شود تا هم به رشد اين نعمت الهي كمك كند و هم ديگران از آن استفاده نمايند.

به هر حال از همشهريان تقاضامنديم براي زيبا شدن اين منطقه و درست شده سايبان براي برگزاري مراسمات آينده در اين مكان:

1- اين فضا نياز به سه تا چهار نهال ديگر دارد لذا اگر نهال توت چند ساله‌اي سراغ دارند در آنجا غرس نمايند

2- نهالها را شخصي حساب نكنند و از آبياري آنها فراموش نكنند

 براي محقق شدن اين امر نيازبه  ياري شما عزيزان بخصوص دهيار و شوراي محترم روستا داريم.

 به دست خود درختی می نشانم
 به پایش جوی آبی می كشانم
 كمی تخم چمن بر روی خاكش
 برای یادگاری می فشانم
 درختم كم كم آرد برگ و باری
 بسازد بر سر خود شاخساری
 چمن روید درآنجا سبز و خرم
 شود زیر درختم سبزه زاری
 به تابستان كه گرما رو نماید
 درختم چتر خود را می گشاید
 خنك میسازد آنجا را ز سایه
 دل هر رهگذر را می رباید
 به پایش خسته ای بی حال و بی تاب
 میان روز گرمی می رود خواب
 شود بیدار و گوید ای كه اینجا
 درختی كاشتی،روح تو شاداب

 


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 ] [ 14:12 ] [ رضا پردل ] [ ]

  در قسمت شمالي روستاي درزاب (حدودا با فاصله پانصد متر به سمت بجستان) درختاني سوزني برگ وجود دارد به نام بيدمشك كه به طور خودرو سبز نموده و مدت زيادي از عمر بعضي از آنها مي‌گذرد. اشخاص مسن روستا مي‌گويند در حدود60   الي 70 سال پيش فقط يك يا دو درخت بيدمشك وجود داشته كه بر اثر جابجايي هسته آن در حال حاضر نزديك به 200 درخت به چشم مي‌خورد و اين قسمت از روستا كه عمده زمين‌هاي كشاورزي در آن وجود دارد تبديل به پارگ جنگلي  شده است. با اينكه در گذشته بخاطر كمبود نفت مردم مجبور بوده‌اند تا براي پخت و پز و گرم كردن خود از چوب و هيزم استفاده كنند و براي تهيه آن مجبور بوده‌اند تا راه زيادي را به سمت جزين طي كنند ولي بوته‌هاي بيدمشك در امان مانده و دليل آن شايعه‌اي بوده كه پيرآمون درختان بيدمشك ساخته شده و آن اينكه اگر شخصي متعرض آنها شود و يا حتي چوب خشكي را از آن جدا كند دچار بلا و گرفتاري خواهد شد و همين شايعه باعث در امان ماندن آنها از تخريب شده است و شايد بتوان گفت شخصي كه چنين شايعه‌اي را ساخته است نه از روي اعتقاد كه بخاطر حفظ درختان از تخريب و سالم ماندن آنها براي نسل هاي بعد بوده است.

اما بيدمشك:
بیدمشک گیاهی است از نژاد بید سنبله‌های آن دارای اسانس معطر است. اسانس یا عرق بیدمشک علاوه بر خواص درمانی برای معطر کردن شربت‌ها نیز به کار می‌رود. بیدمشک گیاهی ملین و تقویت‌کننده قلب، اعصاب و محرک قوای جنسی است. این گیاه دارویی دستگاه گوارش را تقویت کرده و اشتها را افزایش می‌دهد. جوشانده برگ یا پوست درخت بیدمشک سبب دفع انگل‌ها و کرم‌های معده و روده می‌شود. بیدمشک تقویت‌کننده دستگاه عصبی بوده و جوشانده برگ آن با عسل اعصاب را آرام می‌کند. همچنین عرق بیدمشک، آرامبخش و خواب‌آور است. جوشانده گل بیدمشک همراه با شکر، ناراحتی‌های عصبی، افسردگی، درد‌های عصبی و روماتیسمی را بهبود می‌بخشد.عرق بیدمشک مقوی قلب بوده و برای حفظ سلامتی آن بسیار مناسب و موثر است و همچنین باعث کاهش تب می‌شود و خاصیت تب‌بر دارد.


موضوعات مرتبط: معرفی روستا، آثار باستانی، تاریخی و دیدنی
[ پنجشنبه بیستم اسفند 1388 ] [ 9:41 ] [ رضا پردل ] [ ]

 

حدودا با فاصله 2الي3 كيلومتر در جنوب روستا به سمت جزين قبل از سرگدار محلي قرارا دارد به نام دَِر كَمْ. در سمت راست يك سومب قديمي (جايي كه دردل كوه كنده شده تا در زمستان استراحتگاه و پناهگاه گوسفندان باشد)  و درسمت چپ دريچه‌اي براي هواگيري لوله آب شرب روستا قرارا دارد كه معمولا كساني كه نياز به آب دارند شير آب را باز كرده و نوش‌جان مي‌كنند.بين اين دو قسمت ميدانگاه تقريبا وسيعي قرار دارد كه از سال 1378 تا سال 1385بخاطر اينكه ماه رمضان در زمستان و پاييز واقع شده بود و اين قسمت تقريبا هم گرم بود و هم وسيع و در دل كوه، محل اطراق برگزاري مراسم عيد سعيد فطر بود. عده زيادي از اهالي روستا بعد از خواندن نماز عيد فطر در اين قسمت حاضر مي‌شدند. عده‌اي مشغول درست كردن ناهار مي‌شدند، عد‌ه‌اي ديگر فوتبال،واليبال، وسط بازي و كوهنوردي مي‌كردند و با خواندن نماز ظهر و عصر و خوردن ناهار به اردوي يك‌روزه خود پايان مي‌دادند. از آنجا كه در حال حاضر ماه رمضان در تابستان قرار گرفته و اين منطقه سايبان ندارد مراسم عيد فطردر كلاته‌ها برگزار مي‌شود. از دو سال پيش به اين فكر افتاديم كه با كاشت درخت در اين منطقه (با توجه به امكان آب دهي از محل هواگيري لوله آب هر چند خشكسالي است و آب كم) با لطف خداوند بتوانيم حال و هواي ديگري به اين منطقه بدهيم لذا اولين درخت توت را از درب منزل غلامعلي پردل و محمود شيرزاد كنده و به اتفاق عد‌ه‌اي از دوستان  در تاريخ 24/12/1386 در اين منطقه كاشت نموديم. اميدواريم با لطف خداوند اين درخت و ديگر درختاني كه دراين منطقه كاشت خواهد شد سايبان و محل استراحتي براي بندگان خوب خدا باشد. ضمنا دوستاني كه در كاشت اين درخت سهيم بودند عبارتند از: حاج حسين قيصري محمود شيرزاد (عباس)، احمد شيرزاد، قاسم شیرزاد، محمود شيرزاد (علي)و بنده‌حقير.

ضمنا اين تصاوير در مرداد ماه 1388 گرفته شده است

ادامه تصاوير در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: معرفی روستا، آلبوم تصاویر
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و دوم دی 1388 ] [ 10:28 ] [ رضا پردل ] [ ]

با توجه به قرار گرفتن شب‌هاي برات در مردادماه واينكه ماه رمضان از اوائل شهريورماه آغاز مي‌شود، جمعيت زيادي از درزابيهايي كه در شهرهاي ديگر هستند  براي ديدن اقوام و گدراندن ايام تعطيلي و شركت در مراسم شب‌هاي برات در مردادماه به به درزاب آمده بودند. مرداد، ماه گرم تابستان است و معمولا كم شدن آب در اين ماه به اوج خود مي‌رسد. از يكطرف خشك سالي و از طرف ديگر ازدياد جمعيت در اين ماه باعث شده بود تا آب آشاميدني فقط روزي چند ساعت در لوله جريان داشته باشد كه خود باعث مشكلاتي شده بود. آب قنات نيز به شدت كم شده بود و متاسفانه از سرسبزي مزارع خبري نبود و مردم از آب قنات فقط براي ابياري باغات استفاده مي‌كردند. البته مساله جالب اين بود كه هوا بر خلاف انتظار سرد شده بودتا جايي كه در شب بايد در و پنجره‌ها بسته مي‌شد. گر چه كمبود آب و خشكسالي منظره جالبي نبود ولي اجتماع دوستان و اقوام صفاي ديگري به روستا داده بود. الحمد لله مراسم شب‌هاي برات و جشن شب نيمه شعبان با حضور گسترده اهالي برگزار شد. در اواخر اين ماه چهار نفر از جوانان روستا نيز جشن مراسم عروسي بر پا كردند و بيشتر ساكنان ديگر شهرها مرداد ماه را با شركت در مراسم عروسي به پايان رسانده و به محل اقامت خويش برگشتند. چها تازه داماد عبارت بودند از: 1- جواد پردل 2- حميد رضا پردل 3- هاشم شيرزاد (عباس) 4- علی مظفري


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ شنبه نهم شهریور 1387 ] [ 16:3 ] [ رضا پردل ] [ ]

مرداد ماه  معمولا ماه گرم و سوزاني است براي مناطق كويري ولي مرداد ماه امسال از لطافت خاصي برخوردار بوده و شبهاي سردي را به همراه دارد كه وزيدن باد خنك تقريبا نياز به وسائل خنك كننده را برطرف كرده است. كلاس هاي طرح تابستاني از طرف سپاه بجستان توسط شيخ محمود نجفي و طرح هجرت دفتر تبليغات توسط حاج آقاي حسني برگزار مي باشد. از طرف ديگر مردادماه مصادف شده است با ماه مبارك رجب و شعبان كه مناسبت هاي اسلامي زيادي ازجمله ولادت امام جواد، ولادت امام علي، بعثت پيامبر اكرم، ولادت امام حسين، ولادت حضرت ابالفضل و ولادت امام سجاد عليهم السلام در آن واقع شده است و الحمد لله مسئله اي كه مانع برگزاري جشن باشد وجود ندارد. لذا همه اينها دست به دست هم  داده تا عده اي از جوانان روستا مراسم عقد و عروسي خود را در اين ماه برگزار نمايند. اسامي جوانان خوبي كه در اين ماه مراسم جشن ازدواج خود را برگزار نموده يا انشاء الله برگزار مي نمايند بدين قرار است:

اكبر ذوقي، مصطفي غلامي، رضا پاكدل، رضا غلامي (قربان)، شيخ عباس محمدزاده، محمود شيرزاد (عباس)، قاسم شيرزاد، عباس پردل (محمد رضا)، امير زارعي، رضا شمشاد (عباس)، هاشم شیرزاد (نوروز علی)، مهدي مهربان، مهدي شمشاد ، مهدي قيصري و سعيد ظفريان.

براي اين عزيزان زندگي سرشار از صلح و صفا را آرزومندم


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ] [ 15:38 ] [ رضا پردل ] [ ]

موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ دوشنبه چهاردهم خرداد 1386 ] [ 21:25 ] [ رضا پردل ] [ ]

امروز دوازدهم ارديبهشت ساگرد شهادت آيت الله مطهري است كه روز معلم نام گرفته. ضمن تبريك اين روز عزيز به معلمين بزرگوار از طرف خودم و تمام هم كلاسي هاي دوران ابتدايي در روستاي درزاب اين روز را خدمت معلمين بزرگوارم كه در اين دوران زحمات زيادي راكشيدند تبريك عرض مي كنم و دست همه آنها را مي بوسم:

1- جناب آقاي قرباني (خارفيروزي) معلم سال اول - 1357

2- جناب آقاي محمد رضائي (گنابادي) معلم سال دوم - 1358

3-  جناب آقاي حسين آقايي معلم سال سوم - 1359

4- جناب آقاي حسن اكبري معلم سال چهارم - 1360

5- جناب آقاي سعيديان معلم سال پنجم - 1361


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 ] [ 11:22 ] [ رضا پردل ] [ ]

بسمه تعالي

امروز نهم ارديبهشت 1386 رسما امور شورا به اعضاء شوراي جديد واگذار مي شود. به نوبه خود ضمن خوش آمد گويي و آرزوي توفيق براي شوراي جديد، از زحمات شوراي قبلي تشكر نموده و به پاره اي از خدمات آنها در چهار سال گذشته اشاره مي نمايم:

1.      واگذاري تلفن به منازل.

2.      احداث ساختمان جديد مخابرات و پس گرفتن زمين هاي اهدايي به اداره مخابرات و واگذاري آنها به جوانان روستا براي ساخت منزل.

3.      برطرف كردن مشكلات مربوط به آب شرب.

4.      خريد وسيله براي جمع آوري و حمل زباله.

5.      تبديل حمام روستا به منبع  خورشيدي.

6.      احداث پارك كودك.

7.      ساخت، مرمت و پل بندي جوي ورودي و خروجي روستا و جوي آب محله حسن آباد.

8.      احداث جاده قسمت شرقي روستا و وصل آن به سر آسيا.

9.      ساخت سد بالاي چاه آب شرب در محله حسن آباد.

10.  آماده سازي زمين فوتبال.

11.  تهيه طرح و نقشه طرح هادي و پيگيري مستمر آن.

12.  انتقال آب شرب به بجستان.

 

اعضاء شوراي قبلي: آقايان 1- حاج عباس هوشيار 2- اكبر قديمي 3- حسن خاكپور

 

اعضاء شوراي جديد آقايان 1- اكبر غلامي 2- محمد غلامي 3- اكبر پردل


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ یکشنبه نهم اردیبهشت 1386 ] [ 16:58 ] [ رضا پردل ] [ ]

نوروز 86 در درزاب 

الحمد لله بخاطر باران خوب و به موقع همه جا سرسبز و زيبا بود. گل هاي قرمز و زرد لاله زيبايي خاصي به منطقه داده بود البته كوهپايه ها بخاطر اينكه سرد تر از دشت بود از لحاظ سرسبزي با تأخير مواجه بود. انواع درخت هاي ميوه به گل نشسته بود و با رنگ هاي زيبا و متنوع خود سال پر باري را نويد مي داد. متأسفانه سه روز مانده به عيد يكي از اقوام فوت شد و بخاطر احترام به صاحبان مصيبت كه معمولا بين اقوام بخصوص در روستاها رسم است نتوانستيم بخوبي از مواهب الهي استفاده كنيم. بهر حال چند روز صبح با دوست عزيزم جناب استاد محمد زرنگ پياده روي و ورزش نموديم و چند روزي هم مشغول باغ كولي (به قول ما بجستاني ها) بوديم. چند عكس توپ از روستا و مناظر ديدني به اتفاق آقا مرتضي پردل گرفتيم كه انشاءالله بعد از تعطيلات بر روي وبلاگ قرار می دهم.


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ دوشنبه ششم فروردین 1386 ] [ 10:9 ] [ رضا پردل ] [ ]

 درزاب = بام کویر

شهر بجستان داراي بيش از بيست و پنج روستا مي باشد كه مي توان اين شهر را به عنوان نگيني دانست كه دور تا دور آن روستاهاي تابعه قرار دارند. بيشترين روستاهاي بجستان در قسمت جنوبي اين شهر واقع شده اند از جمله: درزاب، جزين، نوق، سريده، زين آباد، آهنگ، رضائيه و... از نظر جغرافيايي شمال بجستان منطقه اي است كاملا كويري كه تا شهرهاي بردسكن، خليل آباد و كاشمرامتداد دارد. در قسمت كويري آن روستاهايي چون فخر اباد، سردق، مرنديز، يونسي و...قرار دارد و روستاهاي غربي آن از جمله مزار و روستاهاي جنوبي و شرقي آن در دامنه كوه قرار دارند و از كوير اصلي فاصله اي تقريبا  بين 15 تا 40 كيلومتر دارند ولي بالجمله منطقه كويري به حساب مي آيند. روستاي درزاب با فاصله 9 كيلومتر از بجستان در دامنه كوه گرد كوه و روسنگ قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دريا نسبت به بجستان بين ۳۰۰ تا ۳۵۰ متر بيشتر است لذا بجستان و شمال اين شهر نسبت به درزاب كاملا در گودي و ارتفاع پايين  قرار دارد. به همين علت از روستاي درزاب به راحتي مي توان اكثر مناطق بجستان بخصوص قسمت های شرقی و شمالی آن را نظاره كرد و هنگام شب مناطق دورتري در شمال بجستان و حتی مناطق جنوبي كاشمر و بردسكن و خليل آباد كه با نور چراغ هاي خود نمایان مي شوند را مشاهده نمود.


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ سه شنبه پانزدهم اسفند 1385 ] [ 19:54 ] [ رضا پردل ] [ ]

معرفي اجمالي روستاي درزاب

روستاي درزاب به فاصله 9 كيلومتر در جنوب شهر بجستان واقع شده است. اين روستا از جنوب به روستاي جزين، از شمال به شهر بجستان، از غرب به كوه گرد كوه يا گرگو و از شرق به جاده فردوس- بجستان و روستاي رضائيه متصل مي باشد. جمعيت ساكن اين روستا بين 500 الي 600 نفر مي باشد و تعداد زیادی از جمعیت آن به شهرهاي بجستان، گناباد، مشهد، نيشابور، شاهرود، قم و تهران مهاجرت نموده اند. به علت قرار گرفتن در قسمت جنوبي استان خراسان داراي آب و هوايي گرم و خشك مي باشد و ميزان بارندگي آن در سال بين 80 تا 150 ميليمتر مي باشد. داراي زمستانهاي سرد و تابستانهايي گرم مي باشد كه البته قرارگرفتن آن در دامنه كوههاي بلندي از جمله گرد كوه و کوه روسنگ و داشتن قنات و باغات ميوه  و مزرعه كشاورزي، تا اندازه اي گرماي سوزان تابستان را قابل تحمل مي كند.


موضوعات مرتبط: معرفی روستا
[ چهارشنبه هجدهم بهمن 1385 ] [ 16:27 ] [ رضا پردل ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

با حول و قوه الهی این وبلاگ در تاریخ 11/9/1385 مصادف با شب ولادت حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در مشهد مقدس راه اندازی شد و هدف آن معرفی روستای درزاب می باشد.
××××××××××
==========
به ايران بين چه جايي داره درزاب
خراسان را صفايي داره درزاب
كويرش گر چه مأوي و مكان است
چه خوش آب و هوايي داره درزاب
نشانش قلعِهْ زردي با صلابت
چه مستحكم بنائي داره درزاب
درختی بی قرینه در دل دشت
زبیدمشک، بوته هایی داره درزاب
به كوهش معدن گچ، خاک زرین
چه گنج پر بهائی داره درزاب
طلاي سرخ و محصولات ديگر
چه زيبا گونه‌هايي داره درزاب
انار و سيب و زردالو، گلابي
چه شيرين ميوه‌هايي داره درزاب
زن و مرد و جوان و پير و كودك
كنار هم، صفايي داره درزاب
همه اهل تلاش و طاعت حق
چه جمع بي ريايي داره درزاب
درون سينه خود خفته در خون
چه گلگون لاله‌هايي داره درزاب
اسير و زخمي و آغشته در خون
درونش كربلايي داره درزاب
گزند هرگز نبيند از حوادث
که نيرومند خدايي داره درزاب
2/12/1390
==========
نويسنده: رضا پردل
==========
لینک دوستان
امکانات وب