وبلاگ دهیار

دهیار محترم روستا جناب آقای محمود اکبری به منظور ارائه اخبار روستا و فعالیت هایی که از جانب شورا و دهیار صورت می گیرد، وبلاگی را طراحی نموده و الحق و الانصاف در این مدت کوتاه مطالب و اخبار خوبی را در معرض نمایش گذاشته اند. امیدورام  همچنان اخبار را به روز ارائه نموده و مثل من و آقا مرتضی تنبل نشوند

از اینجا وارد وبلاگ دهیار روستای درزاب شوید

درزاب در بهمن 57

۲۲ بهمن روز پیروزی ملت شریف ایران مبارک باد

ماه بهمن و روزهاي پيروزي انقلاب دوران جالب و به ياد ماندي‌اي است همراه با خاطرات فراوان. بهمن 57 من كلاس اول ابتدايي بودم. مردم براي راهپيمايي به بجستان و بالعكس از بجستان به روستاها مي‌آمدند. يادمه كه بالاي تخته سياه عكس محمد رضا و فرح و وليعهد (لعنهم ا..) بود. در بحبوحه پیروزی انقلاب براي مدتي مدارس تعطيل بود. روزي كه مردم براي راهپيمايي درزاب آمدند ريختند تو كلاس و عكسها را شكستند و رفتند. بچه‌ها عكسهاي شاه را از دم الاغ اويزان مي كردند و به درب دستشويي مي‌زدند و كارمان شده بود راهپيمايي در بجستان و روستاهاي اطراف. تمام دانش آموزان مدرسه به اتفاق چند نفر از جوانها من جمله آقايان عبادتي، هاشم پردل، ابراهيم شيرزاد و...يك روز براي راهپيمايي به روستاهاي قسمت شرقي يعني برجك، روسنگ و بيكان رفتيم و ظهر نهار دعوت آقاي عباسعلي مجنون شديم كه براي بچه‌ها كشك درست كردند و از بزرگترها بطور خصوصي با تخم مرغ پذيرايي شد (خدا رحمتش کنه). روز بعد به روستاهاي غربي يعني درچاق و كلاته مغري رفتيم. در موقع برگشت هم شعار اين بود كه (در درچاق و كلاته مغري **پيدا نشد يك شاهي). در اينكه اين راهپيمايي ها فايده‌اي داشت يا نه مهم نبود، مهم اصل كار بود و هيجان و شور و اشتياق.

معلم سال 57 آقاي قرباني خارفيروزي بود. بعد از چند روز تعطيلي دوباره كلاسها داير شد. وقتي معلم آمد سر كلاس مبصر پا شد و با صداي لرزان گفت: آقا عكس شاهنشاه و وليعهد را شكسته اند، معلم فقط لبخند زد و درس را ادامه داد. شايد منظورش اين بود كه ديگر نه از شاه خبري است و نه از وليعهد.