آه و افسوس


سلام بام کویر عزیزنکنه تو هم مثل من خیلی دلتنگی؟؟؟خواستم بهت بگم سال 99 خیلی سال بدی شد. بیماری عجیبی وارد جهان شد و همه را درگیر کرد. یک ویروس ناقابل میلیونها نفر را به کام مرگ برد. سنگ صبور من، رفیق 25 ساله من (مهندس ذوقی) در کمال ناباوری بر اثر این ویروس ما را تنها گذاشت و رفت و دیدارها قیامتی شد 

یادش بخیر

خوشا آنانكه با عزت زگيتي ****بساط خويش برچيدند و رفتند                                  

خوشا آنانكه بر اين عرصه خاك **چو خورشيدي درخشيدند و رفتند

جمعه ۱۴/۱۰/۱۳۸۶انساني چشم از جهان فرو بست كه عمري را در راه خدمت به دين و هدايت مردم سپري نمود.مردي كه چند صباحي را بيشتر در مكتب خانه نگذرانده بود ولي پله هاي ترقي معنويت را با سرعت تمام پيموده و به رشد و كمال رسيده بود. تواضع ، اخلاص، ساده زيستي، عطوفت و مهرباني از صفات بارز او به حساب مي آمد. . آري حاج احمد اتقائي روحاني محلي اي بود كه چهل سال خدمت صادقانه او را مردم مزار، درزاب، نيان، مطراباد و صلح اباد هيچ وقت از ياد نخواهند برد و تلاش هاي ارزنده اوهيچوقت فراموش نخواهد شد. صداي دلگرم او براي هميشه در گوش ها طنين انداز و ياد و خاطره او جاودانه خواهد بود.

خدايش بيامرزد

تشخیص دهید

 

سلام دوستان. بفرمایید این تصویر مربوط به کدام عزیز درزابی است (شاید لازم باشد از بزرگترها کمک بگیرید)؟

پس از 14 سال تلاش

با عرض پوزش از ارائه دیر هنگام این نوشتار

بر هیچ کس پوشیده نیست که دهیار در هر روستا که منتخب شوراست ، نقش کلیدی و مهمی را اجرا می کند.  نقش فرماندار، بخشدار، شهردار و در یک کلمه دولت را در روستا  دهیار آن ایفا می کند و تمام امور اجرایی بر عهده اوست. در روستای درزاب وقتی نام دهیار برده می شود بلافاصله تصویر حاج عباس هوشیار به ذهن می آید. از آنجا که شورای جدید تصمیم بر انتصاب دهیار جدید گرفتند به مصداق من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق، لازم می دانم چند نکته ای را به عنوان قدردانی از ایشان در این مقال یادداشت نموده و خدا را شاهد می گیرم که جز رضای خدا هیچ چیز دیگر مد نظرم نیست.

تلاش چهارده ساله:

نقاط قوت:

حاج عباس هوشیار مدت هشت سال به عنوان عضو شورا و شش سال را در سمت دهیار مشغول خدمت در روستا بوده است. بر هیچ کس پوشیده نیست که در این مدت کارهای زیادی در روستا انجام شده که به  نمونه هایی از آنها در وبلاگ اقا مرتضی اشاره شده و نیاز به ذکر مجدد آنها نمی باشد. بنده از آنجا که گاهی مواقع طرف مشورت واقع می شدم به خوبی می دانم در بعضی از امور چه ناراحتی ها و مذمت هایی را که حاج عباس به جان خرید ولی کاری را که می بایست انجام بشود، انجام داد که از مهم ترین آنها می توان به تخریب قبرستان و جاده کوچه باغها به سمت شهرک جدید اشاره کرد. یه وقتی به ایشان گفتم شما هر آنچه را مردم می گویند به جان بخر ولی کاری را که لازم است بشود انجام بده. خوشبختانه روستا از نیازهای زیر بنایی و مهمی که نیازمند آن است برخوردار شده و مسلما در بسیاری از این امور پیگیری های مجدانه ایشان باعث تسریع در بهرمند شدن هم روستایئان عزیز از این موارد بوده که جای قدردانی و سپاس دارد.

نقاط ضعف:

اگر کسی مدعی باشد که در طول چهارده سال ایشان نقطه ضعفی نداشته مطمئنا دروغ گفته است. جایز الخطا بودن از یکطرف و گذشت زمان و کسب تجربه های جدید بیانگر اینستکه خود انسان نیز به خطاها و اشتباهات خویش پی می برد که این یک امر طبیعی است برای کسی که سالها مسولیت داشته است چه دهیار باشد یا ریئس جمهور یا رهبر و پادشاه.

 البته اشتباهات به دو نوع تقسیم می شود 1- خطا و اشتباه در کارهای انجام شده گذشته 2- سوء استفاده از قدرت و مسولیت و به نوا رساندن خود یا اقوام و خویشان از بودجه دولتی. مورد اول قطعا طبیعی است و برای هر کسی که مسولیت داشته باشد اتفاق می افتد. اما نسبت به مورد دوم قضاوت بدون علم و یقین حرام است و نسبت دادن چنین اموری به هر کس قطعا گناه کبیره است که در نتیجه با آبروی شخص نیز بازی می شود.

به طور یقین در دوران چهارده ساله حاجی هوشیار اشتباهات و نقاط ضعفی رخ داده که شما و بنده و حتی خود ایشان ممکن است از وجود آنها مطلع باشیم ولی قطعا این خرده نقص های طبیعی باعث نمیشود تا تلاش بسیار زیاد ایشان را نادیده بگیریم و قدردان آن نباشیم که قطعا همه قدر ایشان را می دانیم. وجود حاج عباس با تجربه بالا در روستا نعمتی است ستودنی . ضمن آرزوی طول عمر و موفقیت برای ایشان، تقاضامندیم با استفاده از تجربیاتشان خدمت به روستا را فراموش نکرده و حال حاضر را زنگ تفریح و استراحتی موقتی بدانند  گر چه الان نیز در امور تبلیغی هیئت و مراسمات و به عنوان عضوی از اعضاء هیئت شاهد خدمت ایشان به روستا هستیم.

دهیار جدید:

همانطور که مطلع هستید شورای جدید آقای محمود اکبری را به عنوان دهیار جدید انتخاب نموده اند. ضمن تقدیر و تشکر از ایشان که این پست را قبول کردند آرزوی موفقیت بیش از پیش برای ایشان داریم. از انجا که آقای اکبری شخصی تحصیل کرده و فرهنگی هستند مطمئنا با مطالعه، تحقیق و دیدی باز این مسولیت را پذیرفته اند و نسبت به مشکلات ان اطلاع کافی دارند. حقیر ضمن تقاضا از ایشان برای استفاده از تجربیات مسولین گذشته بخصوص حاج عباس هوشیار، خواستار بررسی و مطالعه دقیق نیازهای فرهنگی – ورزشی روستا و تدوین برنامه ای جامع و اقدام برای انجام آنها بر اساس اولویت می باشم. آقای اکبری به خوبی می دانند که دهیار بودن روستا مشکلاتش از اداره یک کشور سخت تر است زیرا متاسفانه بعضی فکر می کنند مسول خود باید همه کار را بکند همانطور که نسبت به زمین ورزش جدید روستا چنین بود (البته در آخر عده ای از جوانان خوب روستا به کمک شتافتند ولی عمده کار را شورا و دهیار انجام دادند)، و از طرفی در هر کاری با مخالفتهایی مواجه خواهند شد ولی تقاضامندیم همین الان که اول راه است عزم را جزم کنند و با استفاده از تجربیات افراد دلسوزو پشتوانه محکم شورا هر آنچه را که به نفع روستاست انجام داده و از سنگ اندازی و مخالفتهای بی مورد ترسی به دل راه ندهند. انشاء الله

پیر پیران

غلامرضا محمد زاده مسن‌ترين فرد روستاي درزاب مي‌باشد. 94 بهار را تجربه نموده و الحمدلله از روحيه قوي و سرزنده و شاداب برخوردار است. در روستاي بيكو در فاصله حدود 5 كيلومتري جنوب شرقي روستا متولد شده و بخاطر رفت و آمد زياد به روستا به عنوان معامله‌گر و داشتن مغازه در روستاي درزاب ازدواج مي‌كند. حاصل ازدواج او 4 پسر و 6 دختر مي‌باشد. هيچ كس در روستا اندك ناراحتي از او ندارد بلكه مردانگي، پهلواني و حمايت از مردم در مقابل نيروهاي ظالم پهلوي از جمله مواردي است كه مردم از او به ياد دارند. خاطرات زيبا و جذاب او واقعا شنيدني است (از خاطرات كارگری در گرگان و سرخس گرفته تا ديدن اجنه و بودن در جاهاي مخوف و درگيري با نيروهاي امنيتي و...). غلامرضا محمد زاده از كساني است كه از قدرت بدني بسيار بالايي برخوردار بوده است. بلند كردن كيسه پنجاه كيلويي و قراردادن آن بر روي الاغ، بلند كردن الاغ بر روي دست، قرار د ادن پيشاني برزمين و قادر نبودن ديگران براي بلند كردن سر او با كشيدن گوشها از جمله شاهكارهاي ايام جواني اين پير دوست داشتني است همين الان نيز كه مقداري رعشه و لرزه در بدن د ارد مدعي است بعضي از كارها را مي‌تواند انجام دهد كه از عهده خيلي‌ها ساقط است به عنوان مثال مدعي است من دستم را به سمت بازو خم مي‌كنم و هر كس بتواند دستش را بين بازوي من قرار داده و با كشيدن در آورد جايزه دارد.

 

  غلامرضا 13 سال سكاندار كدخدايي درزاب بوده و در تمام اين مدت بر خلاف ديگران كه معمول اين بوده كه جانبدار نيروهاي دولتي باشند، از حق و حقوق مردم روستا حمايت مي‌كرده و با تمام قوا براي گرفتن حق مردم مقاومت مي‌كرده كه تمام اينها را مردم به خوبي به ياد دارند. از نكات جالب زندگي 94 ساله اين مرد اينستكه با وجود اينكه بيشتر عمرش را در درزاب سپري نموده و در خانه همه به لهجه درزابي صحبت مي‌كنند ولي او همچنان با لهجه مادري خود صحبت نموده و به هيچ وجه تحت تاثير قرار نگرفته است. اميدوارم خداوند عمري 120ساله همراه با صحت، سلامتي، عاقبت بخيري به او عطا بفرمايد. انشاء الله
در پايان ياد آور مي‌شوم كه با عيادتي كوتاه لذت هم صحبتي با او را از دست ندهيد و همچنين جا دارد فرزندان ايشان بخصوص آشيخ عباس خاطرات پدر را ثبت و ضبط نمايند.

26 مرداد

26 مرداد يادآور خاطره بياد ماندني ورود آزادگان سرافراز به ميهن اسلامي ميباشد . اين روز به ياد ماندني را گرامي داشته و به روح پر فتوح آزاده دلاور روستاي درزاب مرحوم حاج غلامحسين پاكدل درود مي‌فرستيم. يادش گرامي

 

آزاده سرافراز از قید دنیا آزاد شد

حاج غلامحسين پاكدل جانباز و آزاده سرافراز لحظاتي قبل در مشهد دار فاني را وداع گفت

امروز پنجشنبه (۲۹/۱/۱۳۹۲) مردي  به ديار باقي شتافت كه سالها درد و رنج  زندانهاي رژيم صدام ملعون را تحمل كرده بود. حاج غلامحسين پاكدل مرد به ظاهر ساده‌اي بود كه  قلبش مالامال از عشق به اهلبيت (ع) و خميني و خامنه‌اي بود. درد و رنج سالهاي اسارت تا آخرين لحظه‌ همراه و همراز او بود و بالاخره لحظاتي قبل پشت پا به هر آنچه  كه مربوط به دنيا و مافيها بود زد و روح پاكش به عالم باقي پرواز نمود.

اين ضايعه عظيم را خدمت مردم شهيد پرور روستاي درزاب، فرزندان آن مرحوم (بخصوص دكتر اكبر پاكدل)، اقوام و خويشانش تسليت عرض نموده و آرزوي صبر و اجر براي بازماندگان و علو درجات براي آن مرحوم دارم.

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

امام باقر (عليه‏السلام) درباره عاق والدین می فرماید: «بنده‏اي در حال حيات پدر ومادرش به آنها نيكوكار است، ولي پس از مرگ، آنها را فراموش مي‏كند و بدهي ايشان را نمي‏پردازد و براي آنها طلب رحمت نمي‏كند، خداوند او را جزو عاق والدين ثبت مي‏كند، اما بنده ديگري در حال حيات، عاق والدين است ولي پس از مرگ با دعا و استغفار آنها را ياد مي‏كند، خداوند او را نيكي كننده به والدين ثبت خواهد فرمود». «اصول كافي، جلد 3).

همانطور که در این روایت شریف آمده است احسان به والدین منحصر به این دنیا نیست بلکه بعد از مرگ آنها نیز وظیفه انسان است که نیکی به پدر و مادر را فراموش نکند . خیرات و مبرات برای آنها، صدقه دادن صبحگاهان، قرآن خواندن برای آنها و بخصوص زیارت آنها با حضور در قبرستان از نکاتی است که نباید فراموش شود.

بنده پس از فوت مادرم که 16 سال پیش و فوت پدرم که 8 سال پیش اتفاق افتاده تا بحال صدقه هر روزه را به نیت آنها ترک نکرده و از زیارت قبور ائمه علیهم السلام و خواندن قرآن  و اهداء ثواب آن به روح آنها دریغ نکرده و گر چه تا به حال سفری نشده که درزاب بروم و به زیارت آنها نروم ولی قبرستان رفتن را مثل بقیه امور نمی دانستم  و مثل آنها برایم اهمیت نداشت تا اینکه سفری که ایام چهل و هشتم درزاب داشتم مطلبی پیش آمد که به یقین رسیدم که والدین و اموات مثل زمان حیاتشان منتظر ند تا به دیدنشان برویم.

بعد از غروب پنجشنبه رسیدم درزاب و روز جمعه بسیار سرد بود از طرفی جمعه شب قرار بود مرندیز بروم و نرسیدم به زیارت قبور بروم. روز شنبه باز هم هوا بسیار سرد بود و از طرفی نوبت آبیاری از ما بود. ساعت 11 صبح بود که با ماشین رفتم  به سمت قنات و کنار قبرستان پارک کرده و پیاده شدم و فاتحه ای خواندم و با خودم گفتم بعد از اتمام آبیاری بالای قبرستان می روم و مفصل زیارت می کنم ولی چون مسجد جلسه بود و به نماز برخوردیم فراموش کردم و  بعد از اتمام آبیاری سریع برگشتم و روز بعد هم آمدیم مشهد. چند روز بعد سر سفره ناهار همسرم پرسید که این دفعه که درزاب رفتی سر مزار پدر و مادرت هم رفتی؟ علت را پرسیدم گفت: فلانی زنگ زد و گفت دیشب مادر شما را خواب دیده که درب حیاطتان ایستاده و با حالت ناراحتی و تعجب انگشت  به دهان دارد، پرسیدم چرا ناراحتید ؟ گفت این دفعه شیخ رضا آمد درزاب و من و پدرش خانه منتظرش بودیم ولی سری به ما نزد و رفت. باور کنید انگار تمام بدنم یخ کرد همانطور که لقمه در دهانم بود با شدت تمام زدم زیر گریه و هر چه توانستم خودم را ملامت کردم.....آری والدین من با اینکه در تمام این سالها فراموششان نکرده ام دلگیر شده بودند پس وای به حال کسانیکه فراموش کرده اند که پدر و مادری هم داشته اند.

پس بیایید تا زنده اند قدرشان را بدانیم و بعد از مرگشان فراموششان نکنیم.

حاج محمد عباسي

حاج محمد عباسي فرزند حاج حسن است كه از پيرترين افراد روستا بحساب مي‌آيد. بيش از نود و يك بهار از عمر او مي‌گذرد (ماشاء الله ). انساني است با اخلاق و با صفا و به ياد ماندني ترين صفت بارز او گرم كردن مجلس سخنراني با فرستادن صلواتهاي جانانه و پر شور است.

بعد از چند سال از فوت همسر مرحومش مجددا در سال 83  ازدواج كرده است. متاسفانه از محرم سال قبل به دليل ضعف بينايي و كهولت در مجالس حضور ندارد و جاي خالي او كاملا محسوس است. انشاء الله خداوند به ايشان شفا عطا نموده و عاقبت همه ما و اين پير دوست داشتني را ختم به خير بفرمايد.

تبريك به دكتر پاكدل

دكتر اكبر پاكدل متولد 135۴ روستاي درزاب و فرزند آزاده غلامحسين پاكدل مي‌باشد. دكتراي عمومي خود را از دانشگاه شهید بهشتی تهران در سال ۱۳۸۰دريافت نمود و نزديك به 10  سال را در شهر بجستان، گناباد و روستاي يونسي مشغول به خدمت بود. از صفات بارز دكتر پاكدل تواضع، دقت، شور و هيجان ....مي‌باشد. اخلاق خوشش باعث شده تا هر كس چشمش به او بيفتد ياد مريضي نداشته‌اش بيايد و كلي گلايه از وضع جسمانيش بنمايد و دكتر با صبر و حوصله به او گوش فرا دهد. به حق مي توان گفت كه تجربه كافي در بعضي زمينه‌ها را بدست آورده و از خيلي متخصصين جلوتر است.

مدت دو سال است در شهر مشهد اقامت دارد و امسال براي كسب تخصص در كنكور شركت نموده و در دوره تخصصی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در رشته جراحی عمومی  پذيرفته شده است. کسب اين موفقيت را خدمت ايشان تبريك عرض نموده و اميدوارم در راه خدمت به خلق در سايه الطاف ايزد متعال موفق باشند.

خالو حاج آحمد

مرحوم حاج احمد اتقایی روحانی ای باصفا، مخلص و بي ريا 

بهمن67 مدرسه شهید رفعتی مزار

منبع:http://mazaar.webphoto.ir/2019900.htm

مردان نیک

 حاج رمضان فاطمي نژاد از مردان نيك روستاي درزاب است. در هر كار و نسبت به هر لوازمي كه كارت گير كنه لازمه درب خانه رمضان فاطمي نژاد را بزني به قول جوانترها سه سوته حل ميشه. ايشان از اعضاء هيئت حسيني روستاي درزاب نيز هست و هر كاري كه از دستش بربياد درامور مسجد و حسينيه كوتاهي نمي كنه. البته گاهي دچار مشكلاتي ميشه تا اجر و ثوابش هزاران برابر بشه مثلا روز يكشنبه 27/9/90در حال رفتن به پشت بام مسجد بود تا مسير ناودانها را باز كنه كه باران خسارت وارد نكنه و فرداش بره تهران كه از آخرين پله نردبان سقوط مي كنه و الحمد لله در كمال تعجب ((با توجه به بلندي نردبان و ديوار)) تنها خسارت اندكي به پاشنه پاي ايشان وارد ميشه تا هم استراحتي بكنه و هم درزاب و امور مسجد از فيض حضورشان محروم نباشه. براي ايشان آرزوي صحت و سلامتي هر چه زودتر را از درگاه ايزد منان داريم .

سمبل تلاش و استقامت

 حاج عباس هوشيار یعنی ... (شما بنویسید)

(عكس  ۱۱/۱/۱۳۸۹)

آزاده سرافراز- حاج غلامحسین پاکدل

حاج غلامحسين پاكدل در سال 1319 شمسي در روستاي درزاب به دنيا آمد. بي‌آلايشي، سادگي، صداقت و مهرباني ازصفات بارز اين مرد خدا مي‌باشد. قبل از انقلاب با بيان روايات و پيشگويي‌هايي كه در كتب اسلامي راجع به وقايع اينده از جمله رهبري سيدي از نسل پيامب اكرم (ص) ‌امده است، مورد تمسخرمردم  قرار مي‌گرفت و از همان موقع به شيخ غلامحسين معروف شد. با آغاز جنگ تحميلي به جبهه عازم و در سال 1360به اسارت نيروهاي بعثي در آمد و مدت 8 سال مورد ازار و اذيت دوران اسارت قرار گرفت . در سال 1368 از اسارت آزاد و به ميهن اسلامي بازگشت. درد پهلو كه يادگار دوران اسارت بود ديگر قادر تحمل نبود و چند ماهي از آزادي نگذشته بود كه يكي از كليه‌هاي خود را از دست داد. چند سال را در مدارس بجستان مشغول خدمت شد تا بتواند بازنشسته شود و از حدود چهار سال پيش گهگاهي مشكلات روحي و رواني به سراغ او مي‌امد تا اينكه از چند روز پيش مشكلات روحي او تشديد و بستري شد. حاج غلامحسين پاكدل آن آزاده دوست داشتني هم اكنون در بيمارستان ابن سيناي مشهد بستري و با مشكلات شديد روحي و رواني درگير است . اميدوارم خداوند بحق مقربان درگاهش هر چه زودتر شفاي عاجل را به او عطا بفرمايد. آمين

اكبر حسين زاده

  هر كه در اين درگه مقرب تر است    

    جام  بلا  بيشترش  مي‌دهند

درزندگي آنچه براي انسان اتفاق مي‌افتد (اعم از خوشي و ناخوشي) تابع مصالحي است كه به ادله مختلف براي اشخاص در نظر گرفته شده و مصلحت واقعي آن براي بشرروشن نمي‌باشد. گر چه طبق تعدادي از آيات و احاديث و روايت پاره‌اي از خوشي‌ها و گرفتاريها درزندگي مادي معلول افعال و كردار بشر است ولي در بسياري از موارد چنين چيزي قابل تطبيق با زندگي افراد نيست و ذهن انسان را به سوي اين آيه سوق مي‌دهد كه : وَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (و بسا چيزى را خوش نداريد و آن براى شما خير است ، وبسا چيزى را دوست داريد و آن براى شما بد است ; وخدا [مصلحت شما را در همه امور] مي  داند و شما نمي  دانيد .) و اين روايت زيبا : قال النبي (ص) إن البلاء للظالم أدبا و للمؤمن امتحانا و للأنبياء درجة و للأولياء كرامة (گرفتاري براي ظالم ادب كردن، براي مؤمن امتحان، براي انبياء درجه و براي اولياء خدا كرامت است).

اگر با من نبودش هيچ ميلي   چرا ظرف مرا بشكست ليلي

حدودا 34 سال از عمر اكبر حسين زاده مي‌گذرد. جواني خوش اخلاق، مؤمن و با ادب است. صداي خنده هاي بلند او مثال زدني و تك است. فكر نمي‌كنم كسي ذره‌اي ناراحتي از او داشته باشد. سخت كوشي و تلاش خستگي ناپذير او را همه به ياد دارند. حفر چاه، كار در معدن گچ، بدست گرفتن مته برقي و چهره‌ بشاش در عين خستگي مختص اكبر حسين زاده بود. سه سال پيش هنگام  برگشتن از بجستان به روستا در ساعات اوليه شب با برخورد موتور به تابلوهاي كنار جاده و برخورد سرش با تابلو متاسفانه  دچار ضربه مغزي و اختلال در سيستم عصبي بدنش شد. مدتي زيادي در كما بود و تلاش پزشكان  كمك چنداني  به اين جوان تنومند  نكرد. با گذشت سه سال مقداري تكلمش بهتر شده و فقط با كمك عصا مي‌تواند از جا بلند شده ومقداري پياده روي نمايد. از آنجا كه وظيفه ما انسانها دعا كردن و طلب حاجت از درگاه خداوند متعال است او را به عظمت اين ماه وآبروي بندگان آبرومند درگاهش قسم مي‌دهيم  كه نظر لطفش را شامل حال تمام مريض‌ها بخصوص اكبر عزيز بنمايد و دل شكسته همسرمحترم و فرزند كوچكش را شاد نمايد، انشاء االله.

اللهم اشف كل مريض

مرحوم حاج احمد اتقائی

انا لله و انا اليه راجعون

 

 خوشا آنانكه با عزت زگيتي ****بساط خويش برچيدند و رفتند                                  

خوشا آنانكه بر اين عرصه خاك **چو خورشيدي درخشيدند و رفتند

جمعه ۱۴/۱۰/۱۳۸۶انساني چشم از جهان فرو بست كه عمري را در راه خدمت به دين و هدايت مردم سپري نمود.مردي كه چند صباحي را بيشتر در مكتب خانه نگذرانده بود ولي پله هاي ترقي معنويت را با سرعت تمام پيموده و به رشد و كمال رسيده بود. تواضع ، اخلاص، ساده زيستي، عطوفت و مهرباني از صفات بارز او به حساب مي آمد. . آري حاج احمد اتقائي روحاني محلي اي بود كه چهل سال خدمت صادقانه او را مردم مزار، درزاب، نيان، مطراباد و صلح اباد هيچ وقت از ياد نخواهند برد و تلاش هاي ارزنده اوهيچوقت فراموش نخواهد شد. صداي دلگرم او براي هميشه در گوش ها طنين انداز و ياد و خاطره او جاودانه خواهد بود. اين ضايعه را خدمت همه دوست دارانش در تمام نقاط بجستان بخصوص خانواده و فرزندان بزرگوارش تسليت عرض مي نمايم.

خدايش بيامرزد