اربعين حسيني

اربعين حسيني روز حزن و اندوه اهلبيت عليهم السلام تسليت باد

آنچه از من خواستی با کاروان آورده ام                       

یک گلستان گل به رسم ارمغان آورده ام

از در و دیوار عالم فتنه می بارید و من

بی پناهان را بدین دارالامان آورده ام

اندرین ره از جرس هم بانگ یاری برنخاست

کاروان را تا بدین جا با فغان آورده ام

تا نگویی زین سفر با دست خالی آمدم

یک جهان درد و غم و سوز نهان آورده ام

قصه ویرانه شام ار نپرسی خوش تر است

چون از آن گلزار، پیغام خزان آورده ام

دیده بودم تشنگی از دل قرارت برده بود

ازبرایت دامنی اشک روان آورده ام

تا به دشت نینوا بهرت عزاداری کنم

یک نیستان ناله و آه و فغان آورده ام

تا نثارت سازم و گردم بلا گردان تو

در کف خود از برایت نقد جان آورده ام

تا دل مهرآفرینت را نرنجانم ز درد

گوشه ای از درد دل را بر زبان آورده ام

چرُق (cherogh)

 

 

 

 

 

 

چرُق (cherogh)  از آثار جالبي است كه احتمالا در بسياري از روستاها از قديم الايام وجود دارد. باغ داراني كه انگور دارند از چرق خاطرات به ياد ماندني دارند. چرق مكاني است حدودا با طول و عرض و ارثفاع 150سانتيمتر و گچ كاري و سفيد شده كه انگوررا داخل آن ريخته و با چكمه شروع به لگد مال كردن انگور مي كنند تا آب انگور گرفته شود. كف محوطه با يك لايه از بوته اي از خانواده هيزم (ساو) پوشيده مي شود تا تفاله انگور به داخل مخزن‌ها انتقال پيدا نكند. دو مخزن در قسمت جلويي قرار دارد كه به وسيله يك مجرا به محوطه اصلي وصل مي‌شود تا آب انگور داخل آنها قرار گيرد. بعد از آبگيري كامل خاك مخصوصي به آب انگوردر داخل مخزن افزوده مي‌شود تا آب زلال گردد. بعد از چند ساعتي آب انگور در ديك بزرگي كه روي اجاق قرار دارد ريخته شده و چند ساعتي جوشانده مي‌شود تا آب انگور تبديل به شيره شود.

معمولا فرايند تبديل انگور به شيره بسيار وقت گير و پرزحمت بود. تهيه هيزم از كوه، آب كردن انگور و بخصوص جوشاندن آن گاهي از بعد از ظهر تا صبح روز بعد وقت مي‌گرفت و زن و مرد خانواده به همراه بچه هاي علاقمند حدود ده ساعت مرتب بايد آتش اجاق را سرپا نگه مي داشتند. گر چه اين روند بسيار سخت بود ولي خاطرات شيريني را بجاي گذاشته است . پا تو كفش بزرگترها كردن و انگور را له كردن، بيدار بودن تا صبح كنار اجاق آتش، گوش دادن به حرفها و صحبت‌هاي تلخ و شيرين پدر و مادرها، نگاه به ديك در حال جوشيدن و تبديل شدن اب انگور به شيره و دبه‌هاي پر از شيره را روي فرقون گذاشتن و آوردن به خانه و... همه از خاطرات شيرين و به ياد ماندني مي‌باشد. البته بعضي از مواقع پايان اين فرايند سخت خيلي خوش نبوده كه به عنوان نمونه خاطره‌اي را ذكر مي‌كنم:

پيرمرد و پير زني با تحمل تمام سختي ها اين مراحل را طي نموده و صبح پير زن به خانه مي‌رود تا چايي دم كند و صبحانه‌اي فراهم نمايد و پيرمرد چهار دبه بزرگ را پر از شيره كرده و ياد جواني نموده و روي فرقون مي‌گذارد و راهي خانه مي‌شود. به دم قنات كه مي‌رسد چشمش به جمعيتي مي‌افتد كه مشغول شستن رخت و لباس هستند و هول گشته (شايد هم چشم خورده) و فرقون چپه شده و دبه ها خالي گشته. پيرمرد بيچاره مات و مبهوت نگاهي به شيره هاي روان در جوي آب مي كند و زمين دور سرش شروع به چرخيدن مي‌كند.زحمات بر باد رفته از يكطرف و خجالت و ترس از همسر از طرف ديگر لرزه بر اندامش انداخته و تا لحظاتي گيچ و سر در گم شده بود. اين قضيه با يك جر و بحث ساده تمام شد ولی من با ياد آوري خاطره اش كه ظاهرا تلخ و واقعا  شيرين است هميشه اشك در چشمانم حلقه مي‌زند و چقدر دلم برايشان تنگ مي شود (خدا رحمت كند تمام اموات و پدر و مادر من را نيز) 

گر چه چند سالي است كه متآسفانه خشكسالي باعث شده تا بسياري از باغات از بين برود و انگور قابل توجهي نباشد ولي تبديل انگور به شيره به همان مقدار موجود ديگر اين فرايند طولاني را طي نمي كند و كمتر كسي از چرق استفاده مي كند و اگر هم مورد استفاده قرار گيرد نفت و گاز كار را بسيار سهل و آسان كرده است.

در ضمن از زماني كه من يادم مياد در خود روستا دو چرق بود يكي در بين باغات كه از بين رفته و ديگري با فاصله تقريبا 250 متر از دم قنات به سمت معدن در سمت چپ جاده كنار رودخانه كه الآن نيز داير است و تصاوير مربوط به آن مي باشد.

براي آيندگان

اينجا كجاست؟ آن مرد چه مي‌كند؟

در حال پیوند زدن درخت توت (در کم) تیر ۱۳۹۰

سنگ آب

اگر با نگاه ظرافتمندانه به كوه و دشت بنگريم به موارد ساده‌اي برمي‌خوريم كه نشان از عظمت خداوند دارد. تنوع سنگ‌ها، شكافها و شيارها، دره‌ها، انواع درخت‌ها و بوته‌هاي گياهي و...همه و همه نشان از عظمت و قدرت پروردگار بي‌مثال دارد. يكي از اين مواردي كه خيلي ساده بنظر مي‌رسد وجود سنگ‌ آبهايي است كه در اكثر كوهها بخصوص در كوههاي اطراف روستاي درزاب به آن برمي‌خوريد. سنگ آب فرورفتگي يا گودي است كه در دل سنگ بوجود آمده و داراي ابعاد مختلفي مي‌باشد. اگراز سر قنات كلاته بيد يا روسنگ در امتداد رودخانه به سمت كوه روسنگ حركت كنيد به سنگ‌ آبهاي متعددي برمي خوريد كه مملو از اب گوارا و خنك مي‌باشند. در قسمت دو برجي و ديگر كوهها نيز كم و بيش سنگ‌ اب وجود دارد. شايد بتوان گفت كه بيشترين و پرعمق ترين سنگ‌ آبها پشت گرگو و در كوه‌هاي ليروم جزين قرار دارد.خاصيت سنگ آبها اينستكه از باران زمستان و بهار پر از آب شده و ذخيره‌اي است براي پرندگان و حيواناتي كه در دل كوه زندگي مي‌كنند و بايد براي پيدا كردن آب راه زيادي را بپيمايند، از طرفي چوپانان و كوهنورداني كه در هواي گرم به چنين سنگ آبهايي بر مي خورند هيچ وقت لذت آب خنك و گواراي آن را فراموش نمي‌كنند. چنانچه بارندگي تا خردادماه ادامه داشته باشد بعضي از اين سنگ‌ آبها تا نيمه‌هاي تابستان و حتي تا آخر تابستان داراي آب مي‌باشند و سقاي تشنگاني هستند كه از آنجا گذر مي‌كنند. براي ديدن آنها يكمرتبه هم كه شده پاي به كوه بگذاريد تا از ديدن آنها لذت برده و از نوشيدن آب گواراي آن احساس ارامش كرده و شاكر خداوند رؤف و رحيم باشيد.

مدرسه قديم روستا

اين تصوير مربوط است به مدرسه قديمي روستاي درزاب كه ساخت آن به بيش از چهل سال قبل برمي‌گردد وساختمان آن بعد از ساخت مدرسه مقدم غير قابل استفاده قرار گرفته است. ساختمان مدرسه در وسط قرار گرفته وداراي دو محوطه شرقي و غربي مي‌باشد كه در حال حاضر بطور موقت قسمت شرقي بعنوان پارك كودك و قسمت غربي بعنوان زمين واليبال مورد استفاده قرار مي‌گيرد. از آنجا كه مدرسه در اختيار آموزش و پرورش است متاسفانه ديوار دور مدرسه تخريب شده و مطمئنا اگر وضع به همين منوال پيش برود ساختمان آن نيز در اينده نزديك تبديل به ويرانه خواهد شد. از انجا كه بنظر مي‌رسد حالا حالاها درزاب نياز به مدرسه ديگري نداشته باشد و از طرفي جوانان و نوجوانان مكاني براي ورزش ندارند و زمين براي ساخت و ساز در روستا كم است، تلاش بيش از پيش دهيار و شوراي محترم روستا براي خارج كردن آن از اختيار آموزش و پرورش و در نظر گرفتن آن براي يك مركز فرهنگي ورزشي ضروري بنظر مي‌رسد. بنظر حقير در صورت برداشتن ديوارهاي داخلي،  فضاي ساختمان را مي توان مكاني براي كتابخانه و سالن ورزشي (مثل پينگ پنگ، فوتبال دستي و...) بخصوص براي زمستان اختصاص داد.از محوطه شرقي آن مي‌توان بعنوان فضاي سبز كوچك و قرار دادن چند دستگاه ورزشي  علاوه بر دستگاه‌هاي بازي فعلي استفاده نمود كه در آينده مي‌توان با مسقف كردن آن محوطه‌اي براي ورزش خواهران در نظر گرفت. محوطه غربي نيز آسفالته شود و زميني استاندارد براي واليبال و گل كوچك  در نظر گرفته شود. از شورا و دهياري محترم تقاضامنديم تلاش خود را در اين زمينه بيشتر كنند و نا اميد نشوند و چنانچه نياز به حمايت امثال حقير و ديگراهالي و جوانان خوب روستا باشد با كمال ميل در خدمت خواهيم بود. از آموزش و پرورش محترم بجستان نيز تقاضامنديم در اين رابطه ما را ياري بنمايند تا از تخريب و اسراف و بيهوده ماندن فضايي اينچنيني جلوگيري شود.

نظر شما چيست؟

سر آب

 تصاوير زيبايي از دم قنات روستاي درزاب كه دو سال پيش به همت شورا و دهداري روستا زيبا سازي شده است را در ادامه مطلب ببينيد ، مكاني كه امروزه تبديل به منطقه تفريحي براي اهالي شهرستان بجستان شده است. اين مكان داراي محوطه اي براي نشستن، استخر آب، حوضچه اي براي شستن لباس و دستشويي مي باشد. (البته تصاوير موقعي گرفته شده كه استخر تخليه شده لذا ايرادي بر بي آبی استخر نگيريد)

ادامه نوشته

بيدمشك

  در قسمت شمالي روستاي درزاب (حدودا با فاصله پانصد متر به سمت بجستان) درختاني سوزني برگ وجود دارد به نام بيدمشك كه به طور خودرو سبز نموده و مدت زيادي از عمر بعضي از آنها مي‌گذرد. اشخاص مسن روستا مي‌گويند در حدود60   الي 70 سال پيش فقط يك يا دو درخت بيدمشك وجود داشته كه بر اثر جابجايي هسته آن در حال حاضر نزديك به 200 درخت به چشم مي‌خورد و اين قسمت از روستا كه عمده زمين‌هاي كشاورزي در آن وجود دارد تبديل به پارگ جنگلي  شده است. با اينكه در گذشته بخاطر كمبود نفت مردم مجبور بوده‌اند تا براي پخت و پز و گرم كردن خود از چوب و هيزم استفاده كنند و براي تهيه آن مجبور بوده‌اند تا راه زيادي را به سمت جزين طي كنند ولي بوته‌هاي بيدمشك در امان مانده و دليل آن شايعه‌اي بوده كه پيرآمون درختان بيدمشك ساخته شده و آن اينكه اگر شخصي متعرض آنها شود و يا حتي چوب خشكي را از آن جدا كند دچار بلا و گرفتاري خواهد شد و همين شايعه باعث در امان ماندن آنها از تخريب شده است و شايد بتوان گفت شخصي كه چنين شايعه‌اي را ساخته است نه از روي اعتقاد كه بخاطر حفظ درختان از تخريب و سالم ماندن آنها براي نسل هاي بعد بوده است.

اما بيدمشك:
بیدمشک گیاهی است از نژاد بید سنبله‌های آن دارای اسانس معطر است. اسانس یا عرق بیدمشک علاوه بر خواص درمانی برای معطر کردن شربت‌ها نیز به کار می‌رود. بیدمشک گیاهی ملین و تقویت‌کننده قلب، اعصاب و محرک قوای جنسی است. این گیاه دارویی دستگاه گوارش را تقویت کرده و اشتها را افزایش می‌دهد. جوشانده برگ یا پوست درخت بیدمشک سبب دفع انگل‌ها و کرم‌های معده و روده می‌شود. بیدمشک تقویت‌کننده دستگاه عصبی بوده و جوشانده برگ آن با عسل اعصاب را آرام می‌کند. همچنین عرق بیدمشک، آرامبخش و خواب‌آور است. جوشانده گل بیدمشک همراه با شکر، ناراحتی‌های عصبی، افسردگی، درد‌های عصبی و روماتیسمی را بهبود می‌بخشد.عرق بیدمشک مقوی قلب بوده و برای حفظ سلامتی آن بسیار مناسب و موثر است و همچنین باعث کاهش تب می‌شود و خاصیت تب‌بر دارد.

مراحل ساخت حسینیه درزاب

 

فعلا این تصویر را داشته باشید، توضيحات و ديگر تصاوير انشاء الله بعدا. محض اطلاع سيد هاشم عزيز

قلعه درزاب

تقريبا در اكثر روستاها بناهائي وجود دارد كه نشان مي‌دهد تا حدود هفتاد سال پيش مردم به جاي زندگي كردن در خانه‌ها و منازل مستقل درآن بناء كه نام آن قلعه مي‌باشد زندگي‌مي كرده‌اند. مي‌توان از اصلي ترين دليل زندگي در چنين مكا‌نهايي به امنيت آن اشاره نمود. نبود امكانات، دسترسي نداشتن به نيروهاي امنيتي، وجود راهزنان و سارقاني كه به صورت گروهي به قتل و غارت مي‌پرداخته‌اند و ديگر مسائل باعث مي‌شده تا مردم به فكر ساختن مكاني واحد و مستحكم بيفتند تا با كمك همديگر از گزند بلايا در امان بمانند. از جمله آنها مي‌توان به قلعه روستاي درزاب اشاره نمود. اطلاع دقيقي از تاريخ ساخت آن وجود ندارد گر چه بعضي طبق ادله ظاهري و مقايسه با ديگر بناها آن را منتسب به دوره صفويه مي‌دانند. قلعه درزاب داراي چهار برج بزرگ است كه بر روي تپه‌اي كه مشرف به اطراف خود بوده ساخته شده است. طبق نقل بزرگترها اين بناء داراي سه طبقه بوده كه در حال حاضر فقط دو طبقه از آن باقي مانده و يك طبقه بر اثر گذشت زمان و بارندگي از بيرون و درون از بين رفته است. درب ورودي قلعه رو به شرق است و داراي دربي چوبي و بسيار مستحكم بوده كه تا چند سال پيش همچنان سر جاي خود بود ولي الآن خبري از آن نيست. بعد از ورود به قلعه وارد راهرو و سپس وارد محوطه قلعه مي‌شوي كه دور تا دور آن اتاق مي‌باشد. تا حدود ده سال پيش در گوشه سمت راست سمت غرب قلعه پلكاني وجود داشت كه ورودي به طبقات بالا بود. دور تا دور طبقه دوم خانه‌هايي وجود داشت كه سردر آنها به وسيله ني و بر روي آن گل و گچ به صورت هلالي شكل و زيبا در آمده بود و در جلو اتاق‌ها راهرو كوچكي براي عبور و مرور وجود داشت. متاسفانه در طي ده سال گذشته طبقه دوم و پلكان آن نيز از داخل تقريبا تخريب شده است. طبق گفته قديمي ترها براي اينكه مردم داخل قلعه بخصوص خانمها از گزند سارقين و ديگر خطرات در امان باشند آب قنات از داخل قلعه عبور مي‌كرده تا براي برداشتن آب و شست و شو نيازي به بيرون رفتن نباشد (حدودا پانزده سال پيش كه براي دستشوئي هاي مسجد كه پايين تر از قلعه وجود دارد چاه حفر مي‌كردند به تونلي برخوردند كه به سمت قلعه در امتداد بود كه احتمال مي‌رود اين تونل يا محل خروجي آب قلعه و يا مسيري براي خروج اضطراري درمواقع خاص بوده است). باز طبق گفته پيران روستا به نقل از قديمي‌ترها و...در موقع ساخت قلعه دقت فراواني به خرج داده شده تا از استحكام كافي برخوردار باشد مثل اينكه گل آن چند روز لگد مال مي‌شده تا خوب چسبندگي داشته باشد سپس به كار برده مي‌شده يا اينكه اندازه قطر برجها به قدري است كه توسط غلطكي ويژه كه به الاغ بسته بوده غلطك زده مي شده و...

امروزه وجود چنين بناهايي نشان از قدرت ، صلابت، غيرت و بزرگي نياكان ما دارد و وظيفه ماست كه در حفظ و نگهداري آنها كوشا باشيم تا از گزند حوادث طبيعي و غير طبيعي در امان باشد. چند سالي است ميراث فرهنگي اين قلعه را در زمره ميراث گرانبهاي گذشتگان قرار داده است ولي متاسفانه براي مرمت و جلوگيري از تخريب بيشتر آن هيچ اقدامي نكرده است. اميدوارم با اقدام به موقع ميراث فرهنگي و كمك اهالي شاهد مرمت و جلوگيري از تخريب آن باشيم.

آب انبار

http://www.sharemation.com/darzabi/anbar3.jpg?uniq=-r3ix4q

 

به جرأت مي توان گفت كه مردم قديم در امور خير و وقف  بسيار دست و دل بازتر نسبت به مردم امروزي بوده اند (با توجه به اينكه وضعيت معيشتي آنها حتي نسبت به احتياجات اوليه مثل تهيه نان بسيار وخيم بوده است). اين مطلب را مي توان از وقف ها و خيرات آنها به راحتي فهميد، به عنوان مثال وقف چهار شبانه روز ازآب قنات روستاي درزاب، كاشتن درخت ميوه مثل توت براي استفاده عموم حتي در سر چشمه هاي دور از روستا مثل چشمه سرگدار، ساختن مساجد محلي و.....يكي از مواردي كه در سابق از اهميت خاصي برخوردار بوده ساختن آب انبار در مسير جاده ها و بيابان ها براي تهيه آب رهگذران بوده است. معمولا اين آب انبار ها در زمستان آب باران را در خود ذخيره مي نموده و در بقيه سال مورد استفاده قرار مي گرفته است.در مسير روستاي درزاب به بجستان دو آب انبار وجود دارد كه يكي در كنار درخت بنه با فاصله هزار متر از روستا توسط مرحوم كربلايي محمد دلير يا محمد خوردي (عموي بنده) در حود  45 سال پيش ساخته شده و ديگري كه تصوير آن را مي بينيد با فاصله اي نزديك به 700 متر از اين آب انبار به سمت بجستان قرار دارد كه مردم روستا به آن حوض ته مي گويند و با توجه به اينكه واقف و سازنده آن مشخص نيست معلوم مي شود كه قدمت آن خيلي بيشتر از حوض بالا مي باشد. آب انبار بالايي چون عمق آن در زمين بيشتر است علاوه بر ذخيره آب دماي آب را نيز خنك نگه مي داشته و براي برداشتن آب از آن حدود 12 پله بايد پايين رفت ولي آب انبار پايين بيش از 3 پله ندارد و فقط آب را ذخيره مي كند. كف آنها از گل آهك و سيمان ساخته شده و بدنه و سقف آنها از گل و سنگ و خشت ساخته شده است. در حال حاضر بخاطر رعايت مسائل بهداشتي كمتر كسي از آب آنها براي خوردن استفاده مي نمايد ولي وجود آنها هم سايبان است و هم نمادي از سخاوت و همنوع دوستي مردم قديم. در سال 1382 با توجه به اينكه سقف و بدنه آب انبار پايين در حال تخريب بود به اتفاق عده اي از جوانان خوب روستا چند ساعتي را اختصاص داديم به تعمير و مرمت اين آب انبار تا همچنان در دل دشت بعنوان نمادي از نيكي و خوبي گذشتگان براي آيندگان باقي بماند.

درخت بنه

 

 

با تشكر از دوستاني كه در رابطه با اين درخت اظهار نظر كرده اند بخصوص دوست عزيزم آقاي روح اللهي.

در اينكه قدمت اين درخت به چه زماني مي رسد واز عمر آن چقدر گذشته اطلاع دقيقي در دست نيست ولي آنچه مسلم بنظر مي رسد اينستكه قبل از ساكن نشين شدن درزاب اين درخت وجود داشته. معمولا درخت بنه در كوه ها رشد و نمو مي كند ولي اين درخت در دشت و بيابان آن هم به صورت تك درخت وجود دارد و همين مسئله يكي از امتيازات اين درخت است. همانطور كه آقاي روح اللهي نوشته اند احترام به درخت كه گاهي تا مرحله پرستش پيش مي رفته در تمام جهان و بخصوص ايران از دير باز رايج بوده است. اين درخت نيز در بين اهالي درزاب( مثل بسياري از مردم در ديگر مناطق كه در هر منطقه جنسي مادي داراي احترام بوده) از احترام و عظمت خاصي برخوردار بوده  تا جايي كه با بستن پارچه از آن تقاضاي برآورده شدن حاجت مي نموده و حتي بعضي از مراسم ويژه بخصوص عزاداري براي ائمه (ع) را در كنار اين درخت برگزار مي نموده و بعنوان نعمت بزرگي از نعمات خداوند احترام خاصي براي آن قائل بوده اند و از قطع كردن و بريدن آن بسيار اجتناب داشته اند. بعد از انقلاب تمام اين اعتقادات و مراسم منسوخ شد و ازبين رفت ولي به عنوان نعمتي زيبا از نعمات خداوند كه صد ها سال استوار مانده  همچنان از احترام خاصي برخورداراست. ديگر كسي براي گرفتن حاجت و برپايي مراسم پاي اين درخت نمي رود ولي سايبان زيبايي است در دل دشت براي چوپانان و رهگذران و كساني كه علاقه خاصي به درست كردن چايي در بيابان و خوردن آن زير اين درخت دارند و بخصوص استراحت گاه با صفايي براي بجستانی هایی كه جاده درزاب را محل آموزش رانندگي قرار داده اند و...

مسجد درزاب

   

 

 

   مسجد حسینی روستای درزاب

 

 

 

 با تشکر از آقا مرتضی پردل